محمد حسن خان اعتماد السلطنه

1984

تاريخ منتظم ناصرى ( فارسى )

شمشيرهاى خاصّهء سلطنتى مباهى گرديدند - ميرزا محمود مستوفى وزير دار الخلافه به لقب جنابى سرافراز شد - محمّد حسين خان رئيس عمله‌جات حكومت دار الخلافه به نشان سرتيپى از درجهء سيّم نايل آمد - اين اوقات ارادهء عليّهء همايونى اقتضا فرمود كه ترتيبات سابقهء ادارات دولتى را تكميل فرمايند و تكاليف هر دايره مستقلا محدود باشد و در اين حسن ترتيب نتايج و فوايدى كه هميشه مقصود خاطر خطير همايونست به سهلترين وجه حاصل شود ، نواب اشرف و الا نايب السلطنه امير كبير ادام اللّه اقباله العالى و جناب اجل آقاى مستوفى الممالك و جناب اشرف سپهسالار اعظم را به حضور مهرظهور مبارك احضار و بدينگونه خطاب فرمودند كه : ( انتظام مهام مملكت اگرچه به مراقبت و دولتخواهى وزرا و كارگذاران و دولت قصورى ندارد ليكن هنوز خاطر ما راضى و قانع نيست كه معاذير و بطئ اقدامات شما اصلاحات فوريّهء امور را تأخير كرده و منظورات بلند ما را به مقام انجام نياورده است . چون نايب السلطنه را در مبادى عمر و شوق و شور جوانى به رجوع خدمات امتحان كرده‌ايم و مىبينيم به غيرت و دانش فطرى چه‌قدر به خدمت دولت مايل است در رتبهء شاهزادگى پايهء وزارت هم داده و در اين خطاب با شما شريك مىكنيم و ادارهء امور مملكت چنان كه بود با چندين مراتب استيلا و استقلال به شما تفويض مىشود به شرايط و حدودى كه خواهيم نوشت و شما سه نفر را به اجراى اين تكاليف مأمور و مسئول قرار مىدهيم . بايد وزراى ما متّفق و متّحد باشند . بايد در كارها به طرز و اسلوب كهنه قانع نشوند . بايد از دستگاه وزرا اسباب تفرقهء حواس و مفسدهء وسواس منسوخ شود . كذلك در حضور ما وسايل و وسايط مختلف انتظام احكام و عرايض را مختل نكنند . تمام نوشتجات از هر قبيل و هر قسم به امين الملك برسد و او به حضور آورده عرض كند و جواب هر اداره را او بفرستد . دستورالعمل و تكاليف شماها را مىنويسم و بايد خود را به تمام آنچه معيّن و مقرّر كرده‌ايم مكلّف بدانيد . ) پس از رخصت وزراى فخام جناب امين الملك را به حضور همايون خواسته و از روى يادداشتى كه مشروحا به دستخط همايون مرقوم شده بود حدود و تكاليف ادارات مستقله را تقرير فرمودند . جناب معزى اليه منصوصات اوامر عليّه را